تبليغاتX
تأملات نابهنگام



کارمینا بورانا مجموعه ای  در قالب یک کتاب خطی است که در 1803 در ایالت باواریای آلمان امروز پیدا شده است . نسخه اصلی این مجموعه شامل 119 صفحه بوده که شامل 228 شعر از سه شاعر مختلف بوده است .

. این مجموعه شامل شش فصل است  اما فصل اول که مربوط به سرودهای مذهبی است پیدا نشده است . اکثر این قطعه ها با خط لاتین کلیسایی توسط دانش آموزان و روحانیان دیر ها در سال 1230 نوشته شده اند . بیشتر شعرهای این مجموعه اثر گولیارد ، از روحانیان دیر هستند . گولیارد جزو کسانی بوده که کلیسای مرکزی را به سخره می گرفته . دیگر سرایندگان این مجموعه پیتر از بلوا (Peter of Blois) ، والتر از چتیلون (Walter of Châtillon ) و کسی با نام مستعار Archpoet هستند .

فصل های شش گانه این مجموعه عبارتند از :

سرودهایی با زمینه مذهبی

سرودهای اخلاقی/هزلی !

سرودهای عاشقانه

سرودهای مربوط به آشامیدن و قمار

نمایش های مذهبی

نسخه هایی از سرود های جدیدتر

فصل اول که مربوط به سرودهای مذهبی است پیدا نشده است

اکثر سرودهای مربوط به فصل سرودهای مذهبی ، عاشقانه و مربوط به آشامیدن ریتم های جالبی را به خواننده القا می کنند . به گونه ای که در سال های 1935 و 1936 کارل ارف (Carl Orff) آهنگساز آلمانی برای 24 سرود از این مجموعه موسیقی تدوین و تنظیم کرد که معروف ترین آن ها O Fortuna ( به معنای بخت و اقبال ) می باشد .

هنچنین گروه متال سمفونیک سویدی Therion آهنگ O Fortuna را در آلبوم Deggial اجرا کرده اند .

 

پی نوشت :

اگر از اهالی تورنت هستید این لینک برای دانلود تمام این آهنگ ها از تورنت است .

این هم لینک تصویری اجرایی از این شاهکار در یوتیوب


+ Balatarin نوشته شده توسط هادى در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 22:31 |

 

هر هفته جمعه شب پای این سریال شهریار می نشینم و هی در حین دیدن سریال غر می زنم که چرا چنین و چنان ! یکی نیست بگوید مرد حسابی مگر مجبوری ؟!

هفته پیش مکالمه ای که نمی دانم واقعیت هم داشته یا خیر بین ایرج میرزا و شهریار نشان داده شد . در مقابل ایراد شهریار که شعر باید پاک باشد و از الفاظ رکیک تهی ، ایرج جواب خیلی جالبی داد با این مضمون که من این کلمات رکیک را از خودم در نمیارم و از جای دیگه ای هم نمیارم اینها الفاظ معمول مردم کوچه و بازار است که هر روز به زبان می آورند . ماها هم چنین هستیم در جمع های خودمان انواع اقسام اندام های جنسی را حواله این و آن می کنیم ولی وقتی بنده خدایی اتفاقی حرفی از دهنش در برود همه مان لب می گزیم که عجب آدم بی تربیتی است و باید از خودش خجالت بکشد نه فقط به خاطر به زبان آوردن بلکه به خاطر دانستن این حرف ها . باور کنید خودم کسی را دیده ام و می شناسم که موبالش پر است از فیلم های تجاوز به یک دختر ایرانی یا فیلم پنهانی گرفته شده از دختری در حین س.ک.س ولی وقتی یک بار در جایی خلوت پسر دختری که با هم می رفتند یک لحظه بوسه کوتاهی از هم گرفتند چنان بر آشفت و درباره سقوط اخلاقی جامعه داد سخن سر داد که لرزه بر اندام مستمع ( یعنی بنده ) افتاد .

جدای از این حرف های تکراری حکایتی درباره ایرج میرزا شنیده ام که جالب است . ایرج و عارف قزوینی دوستان صمیمی بوده اند . یک بار ایرج می شنود که عارف قرار است بیاید تهران ، دستور می دهد خانه را آماده کنند برای ورود جناب عارف ، اما عارف به او سری نمی زند و پس از انجام دادن کارهایش برمی گردد . ایرج میرزا ناراحت می شود و مثنوی ای می سراید به نام عارف نامه که چشمتان روز بد نبیند چه چیزهایی که به عارف نمی گوید . خلاصه ای از این شعر طولانی را در ادامه مطلب می توانید بخوانید البته با ذکر این نکته که الفاظ روزمره مردم عادی در آن فراوان استفاده شده  !

 


ادامه مطلب
+ Balatarin نوشته شده توسط هادى در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 23:27 |

هنوز نتونستم راجع به نمایش افرا یک مطلب خوب بنویسم اما به جاش یک فیلم خیلی خوب معرفی می کنم .

چند ساعتی هست که فیلم تاوان (Atonement) را دیده ام و هنوز هم لذتی که از دیدن این فیلم بردم باقی است . می توان گفت تاوان فیلم عاشقانه ای ( صرف عاشقانه یا رمانتیک بودن دلیل بر بیخود یا بی ارزش بودن فیلمی نمی شود ! ) است که با احساسات بیننده اش بیشتر سر و کار دارد تا با تفکر او ، پس اگر علاقه مند به فیلم هایی با ادا و اصول شبه روشنفکرانه هستید اصلاً سراغش نروید . در اینجا سعی می کنم چند سطری برای معرفی این فیلم بنویسم بدون اینکه اشاره ای به داستان آن بکنم .

جمله ای هست که بسیاری از نویسندگان و فیلم سازان تکرار می کنند و آن اینکه تمام داستان ها گفته شده اند و تمام کاری که داستان سرایان در این سال ها در حال انجام آن هستند بازگویی همان داستان ها با روایت های مختلف است . اما بعضی وقت ها داستانی چنان تو را جذب خود می کند که نمی دانی این جذابیت به خاطر نو بودن داستانی است که تعریف می کند یا به خاطر فرم خاصی است برای روایت همان داستان های قدیمی انتخاب کرده .

هر کدام که باشد فرقی نمی کند ، برداشت من از علت تأثیر گذاری زیاد این فیلم بر روی اغلب کسانی که در سرتاسر دنیا این فیلم را دیده اند این است که با بخشی از احساسات انسانی سر و کار دارد که در اعماق وجود ما ریشه دارد و بسیاری از ما تجربه ای هر چند خفیف از آن داریم . بیشتر ما دردی نهفته در اعماق وجودمان داریم که هر از گاهی خودنمایی می کند و می آزاردمان . از آن دسته دردهایی که گمان می کنیم تا آخر عمر با ما خواهد بود . شاید تاوان دادن و مجازات شدن بهترین هدیه برای کسی در این موقعیت باشد ، اما زمانی که تاوانی در کار نباشد گویا درد در عمق وجود انسان جاودان می شود و انسان احساس می کند که باید کاری کند . اگر بتواند جبران کند چیزی را جبران می کند و اگر نتواند با مجازات کردن خود اندکی آن درد را کاهش می دهد . اما شخصیت اصلی این فیم راهی را انتخاب می کند که کمی متفاوت است ، و دقیقاً همین راه متفاوت است که این فیلم را از دیگر فیلم های رمانتیک جدا می کند . راه او هنر است . به این صورت فیلم تجلیلی از هنر هم هست که از دید فیلم ساز درست به اندازه زندگی واقعی ارزشمند است و می توان اشتباهات زندگی واقعی را در زندگی و دنیای هنری جبران کرد . آنچه این فیلم را از فیلم هایی با تم مشابه جدا می کند پایان بندی زیبای آن است . بدون این پایان بندی ، " تاوان " یک فیلم احساس برانگیز بی مزه می شد که حداکثر شاید یک بار ارزش دیدن داشت اما پایان بندی استادانه کار آن را به یکی از بهترین فیلم های سال تبدیل کرده .

از دیگر مشخصات فیلم می توان به بازی کایرا نایتلی ، هنرپیشه زیبای انگلیسی آن اشاره کرد که با بازی در دزدان دریایی کاراییب تبدیل به یک چهره شناخته شده شد و اینک یک هنرپیشه بین الملی خوب به حساب می آید .

+ Balatarin نوشته شده توسط هادى در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 23:10 |